محمد يار بن عرب قطغان

79

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

ظفرپيكر از جيحون عبور نموده تا ولايت ميمنه و فارياب تاختند « 1 » كه بديع الزمان ميرزا در ولايت فارياب « 2 » بود و اموال بسيار غنيمت گرفته ، رايت استيلا و تسلط برافراختند . و محمد قاسم ميرزا ولد ابو القاسم ارلات 121 [ كه ] نسبش از جانب مادر به بايسنقر ميرزا مىپيوست ، به اتفاق امير شيرم جلاير و امير بابا خان « 3 » ولد خواجه جلال الدين ميركى كه در آن حدود اقامت داشتند ، متوجه دفع آن جماعت گشتند و بين الجانبين غبار جنگ و شين ارتفاع يافته 122 ، بعد از محاربهء بسيار و مجادلهء بىشمار به سپاه محمد خان شيبانى فتح و ظفر روى نمود و آن سه ( 49 الف ) سردار از زخم دلاوران نامدار از پاى افتاده به قتل رسيدند و لشكريان ايشان روى به صوب فرار آوردند و دلاوران خانى مظفر و منصور با غنايم نامحصور مراجعت نمودند . و تاخت نمودن ايل امان بهادر تا كنار آب مرغاب به موجب فرمان خاقان كامياب « 4 » چون خبر انتقال سلطان حسين ميرزا 123 به جوار رحمت حق جلّ و علا به تاريخ ذى الحجه سنهء احدى عشر و تسعمائة « 5 » به سمع خاقان گيتىستان محمد خان شيبانى رسيد ، ايل امان بهادر [ را ] با فوجى از اهل تهور به تاخت ولايت ايران مأمور كرد « 6 » و ايل امان بهادر از آب جيحون گذشته تا كنار آب مرغاب [ از ] نهيب « 7 » و تاراج پاك ساخت و جمعى از جنود خود را از مرو « 8 » رود گذرانيده ، در حدود بادغيس 124 نيز صداى قتل و غارت درانداخت . و در اوايل محرم الحرام سنهء اثنى عشر و تسعمائة كيفيت حال به سمع بديع‌الزمان ميرزا و مظفر حسين ميرزا 125 كه بعد از فوت سلطان حسين ميرزا هر دو برادر به شركت « 9 » يكديگر پادشاهى مىنمودند ، رسيد . اول گمان بردند كه محمد خان شيبانى به نفس خويش از آب آمويه و مرغاب عبور نموده متوجه دار السلطنه است ، بنابر آن خوفى عظيم بر ضماير ايشان استيلا يافته ، چون حقيقت واقعه ظاهر گشت ، همّت بر

--> ( 1 ) . س : تاخت . ( 2 ) . ت : فرما ( 3 ) . ت : امير بابا جان ( 4 ) . ت : عنوان ناخوانا است . ( 5 ) . س : سنه ذى الحجه ست احدى عشره و تسعمائه . ( 6 ) . س : كردن . ( 7 ) . س : نهب . ( 8 ) . س : « مرو » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 9 ) . س : شوكت